دوره رایگان آموزش عمومی مدیریت

درش شماره هجده

عنوان: مهارت های مورد نیاز مدیران

تنظیم: مهدی زارع پور | دکتری تخصصی مدیریت سیستم ها


مگر مدیریت، مهارت هم لازم دارد؟

این سؤال، از ۱۷۸۰ میلادی به بعد، همواره مطرح شده و می شود. آیا مدیریت، مهارت لازم دارد؟! در حقیقت، بسیاری از عام مردم عقیده دارند مدیریت، یک استعداد خدادادی و هدیه الهی است که شامل حال ایشان شده است. اثبات این ادعا نیز، کار مشکلی نیست.

آقای محمد علی آبادی را به خاطر دارید؟ فارغ التحصیل رشته معماری که در مشاغل زیر مسئولیت پذیرفته بود:

رئیس سازمان تربیت بدنی

رئیس کمیته ملی المپیک جمهوری اسلامی ایران

سرپرست وزارت نفت

معرفی شده به عنوان وزیر نیرو

رئیس سازمان شیلات

محمد علی آبادی، نماینده بر حق و شایسته برای عام ایرانیان است. تاکنون از چند نفر شنیده اید که گفته باشند: “نمیدانم!”

همین دیروز که برای خرید شکر به فروشگاهی رفته بودم، دیدم جوان لاغر اندامی، در حال تشخیص و تجویز “درد شکم” فروشنده است. به او می گفت که احتمال زیاد، دریچه میترال معده ات شل شده است! در حالیکه دریچه میترال، مربوط به قلب است و نه معده. در همین راستا، چند دارو و اقدام مفید هم به وی تجویز نمود. فروشنده از او پرسید شما شغلت چی هست؟

مرد جوان دانشمند پاسخ داد: “قبلاً توزیع مواد غذایی داشتم الان در کار ارزهای دیجیتال هستم!”

از این نمونه در جامعه، بسیار فراوان است. از اقتصاد، سیاست، فرهنگ، هنر، ورزش و…، سر بحث هرچه باز شود، اظهار نظر می کنیم و جالب اینجاست که سرانه مطالعه در کشور، روزانه ۲ دقیقه است.

مدیریت نیز از این قائده مستثنی نمی شود. چطور ممکن است ما ایرانی باشیم و “مدیریت ذاتی” در وجود ما نهفته نباشد؟

رستم قاسمی، وزیر پیشنهادی برای وزارت راه و شهرسازی، می گفت به واسطه حضورم در قرارگاه خاتم، با بحث راه و شهرسازی آشنایی دارم! آخر هم در دفاع خود، ده فرمان برای وزارت نفت آماده کرده بود.

این ها همه مُشت، نمونه خروار است. دریک جامعه به شدت درگیر با “توهم دانایی“، این معضل، به عمق سازمان و کسب و کارهای ایرانی هم نفوذ کرده است.

مدیران ارشد در ایران، معمولاً مالکین کسب و کار هستند که چون به هیچکس غیر از خودشان اعتماد ندارند، سکان مدیریت را نیز شخصاً به دست گرفته اند. به ندرت می توانید مدیر ارشدی را پیدا کنید (بخصوص در مراکز تولیدی کوچک و متوسط)، که حداقل های مدیریت را مطالعه کرده و آشنایی داشته باشد. در بهترین حالت، با پرداخت هزینه ای، مدرک MBA یا DBA را خریده، دریک قاب شکیل بزرگ، بالای سرشان نصب می کنند.

آش آنقدر شور است که آقای هنری مینتزبرگ، از صاحبنظران و اندیشمندان مدیریت می گوید:

“ما به مدیر نیاز داریم، نه فردی که MBA خوانده است!”

دلیل این مقدمه طولانی و انتقادی، همین بود که بدانیم مدیریت نیز، به مهارت، دانش و تخصص نیاز دارد. مهارت هایی که در ادامه، در مورد آن ها خواهیم خواند.

چند نوع مدیر داریم؟

دریک نگاه کلی، سه نوع مدیر ارشد، میانی و عملیاتی داریم که به ترتیب، وظایف هر کدام را مرور می کنیم.

مدیر ارشد

نقشه راه سازمان را ترسیم می کند، برنامه ریزی های کلان را مشخص نموده، استراتژی تعیین می کند و به طور کلی، مسیر حرکت را مشخص خواهد کرد. کار او فکر کردن، تصمیم گیری های کلان، کنترل، رهبری، برنامه ریزی، تحلیل، یافتن افراد توانمند، سازماندهی لازم برای رسیدن به هدف و کسب اطمینان از حرکت صحیح سازمان طبق نقشه راه است.

مدیر میانی

اطلاعات لازم برای مدیران ارشد را فراهم می کنند و بصورت تحلیلی، مختصر و کاربردی، در اختیار ایشان قرار می دهند. مدیران میانی، نقش حلقه ی واسط میان “مدیران عملیاتی” و “مدیران ارشد” را ایفا می کنند. یعنی اطلاعات یا دیتا خام از لایه های سرپرستی و عملیاتی وصول، تحلیل، بررسی، ساماندهی و تدوین نهایی شده، در فرمت گزارش مدیریتی، به حوزه ارشد تحویل می شود.

مدیر عملیاتی (سرپرست)

وظیفه این مدیران، اطمینان از انجام برنامه های تدوین شده در کف سازمان است. فرد در این جایگاه می‌بایست علاوه بر نظارت بر حسن اجرای فرآیندها، با نگاهی عیب‌جویانه کاستی‌ها و خلاء‌های موجود را شناسایی کرده و در پی به حداقل رساندن هدر رفت‌ها باشد.

هر مدیر، چه مهارت هایی لازم دارد؟

مشکل جایی شروع می شود که غالباً عقیده بر این است که همه مدیران، مهارت های مشابهی را نیاز دارند. همین است که می بینید همواره تلاش شده وزیر بهداشت، حتماً پزشک باشد! وزیر ورزش، حتماً مدال داشته باشد و…

در سازمان ها نیز اوضاع از همین قرار است. به عنوان مثال، مدیران ارشد زیادی را دیده ام که برای سمت های میانی، به دنبال افرادی با مدرک فنی تحصیلی مرتبط بوده و هیچگاه موفق نبوده اند.

برای مثال، در کارخانه تولید قطعات یدکی وابسته به یک خودروساز، تأکید بر این بود که حتماً مدیرکارخانه باید فارغ التحصیل مکانیک باشد! استدلال هم این بود که اگر مدیرکارخانه فنی نباشد، نیروی کار او را دور زده و کلاه سرش می گذراند!

فاتحه این نوع مدیریت را باید خواند. اگر اینچنین است، چه کسی بر کار مدیرکارخانه نظارت کند؟! چگونه می خواهید اطمینان حاصل کنید که او شما را دور نمی زند؟!

هر مدیر، با توجه به موقعیتی که دارد، نیاز به مهارت خاص خود را خواهد داشت. در کُل، سه مهارت کلیدی و کلی برای مدیران مد نظر است.

مهارت فنی

منظور آن دسته از مهارت های تخصصی و کلیدی است که کار حول همان ها می چرخد. به عنوان مثال، یک حسابدار باید مهارت کافی در شناخت سرفصل ها، قوانین مالیاتی و… داشته و نحوه ی صحیح انجام کار را بلد باشد. جراح حاضر در اتاق عمل، باید مهارت فنی مورد نیاز را داشته باشد در غیر اینصورت، کاری جز ضرر از او ساخته نیست.

مهارت انسانی

مهارت انسانی عبارت از توانایی در کار کردن، ارتباط، درک و ایجاد انگیزش در فرد یا گروه است. از آنجا که مدیران کارها را از مجرا و به وسیله دیگران انجام می دهند، آنان باید از نظر ایجاد ارتباط، انگیزه و تفویض اختیارات، از مهارت انسانی بالایی برخوردار باشند. بصورت کوتاه و مفید، مهارت انسانی یعنی مدیر بتواند نیاز پرسنل و موانع موجود در کار آن ها را شناسایی نموده، برای رفع مؤثر و بموقع، برنامه ریزی و اقدام نماید.

مهارت ادراکی

با عنایت به اینکه اغلب فعالیت ها و تصمیم های مدیریت ناشی از ادراک و شیوه تفکر مدیر نشأت می گیرد و این که تصمیمات خردمندانه او بقا و بالندگی سازمان را موجب می گردد، لذا مهارت های ادراکی و فکری مدیریت از جایگاه خاصی برخوردار است. به عقیده چستربارنارد، مهارت ادراکی عنصر اصلی فرآیند مدیریت است و به معنای احساس و درک سازمان به صورت یک کل و درک موقعیت های مرتبط با آن به صورت کلی و یک جا می باشد.

به تعبیری مهارت ادراکی به مهارتی اطلاق می شود که شخص توانایی برداشت کلی و شناخت عناصر برجسته و مهم موقعیت ها را دارا باشد و بتواند پیوندهای میان عناصر را به خوبی درک کند.

یعنی اینکه مدیر تشخیص دهد چگونه هر یک از وظایف مختلف سازمان، به دیگری وابسته است. چنین مهارتی را می توان تا درک وجود رابطه بین موسسه مورد نظر با وضعیت کلی جامعه، عوامل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی یک ملت تعمیم داد. با تشخیص این رابطه ها و درک عناصر مهم در هر وضع، مدیر خواهد توانست به نحوی عمل کند که موجبات پیشرفت سازمان به طور کلی فراهم گردد.

اکنون که با سه مهارت کلیدی آشنا شدیم، راهنمای زیر، کار را تمام می کند:

مدیران ارشد نیاز دارند به:

اولویت اول: مهارت ادراکی

اولویت دوم: مهارت انسانی

اولویت سوم: مهارت فنی

یعنی، برای انتخاب مدیر ارشد، فقط به بُعد ادراکی و انسانی نیاز است. اگر مهارت فنی بود، چه بهتر، نبود، اهمیتی ندارد!

 

مدیران میانی نیاز دارند به:

اولویت اول: مهارت انسانی

اولویت دوم: مهارت ادراکی

اولویت سوم: مهارت فنی

یعنی، برای انتخاب مدیر میانی، فردی انتخاب شود که در مهارت های انسانی بالا و مهارت های ادراکی خوب باشد. اگر مهارت فنی بود، چه بهتر، نبود، اهمیتی ندارد!

 

مدیران عملیاتی نیاز دارند به:

اولویت اول: مهارت فنی

اولویت دوم: مهارت انسانی

اولویت سوم: مهارت ادراکی

یعنی، برای انتخاب مدیر عملیاتی، فردی انتخاب شود که در مهارت های فنی بالا و مهارت های انسانی خوب باشد. اگر مهارت ادراکی بود، چه بهتر، نبود، اهمیتی ندارد!

 

از این راهنما، می توانید در آگهی استخدام، مصاحبه و… استفاده نمایید.


با درج دیدگاه می توانید به توسعه و غنای بحث افزوده و تجربیات مفید خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.


بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.