چرا افراد توانمند از سازمان ما فرار می کنند؟

ترک کار افراد توانمند از سازمان چه دلیلی دارد؟ پدیده توسعه در چارچوب و under rated شدن


پدیده Under Rated در مدیریت کسب‌وکارهای ایرانی: چرا افراد توانمند فرار می‌کنند؟

تصور کنید بالاخره ما هم می‌توانیم مانند سایر مردم دنیا، در یک وضعیت عادی و طبیعی از وب‌سایت مرسدس بنز، یک دستگاه S Class 580e با تمام امکانات فعال را به قیمت ۱۶۰،۰۰۰ دلار سفارش بدهیم. حالا که این مرسدس بنز فول آپشن به دستمان رسید، به‌جای فعال کردن سیستم تهویه مطبوع هوشمند، سردکن و تهویه صندلی، در تابستان داغ با دمای ۴۵درجه سانتیگراد بالای صفر، چهار شیشه خودرو را پایین بدهیم تا به‌صورت طبیعی خنک شویم. ماساژور صندلی را استفاده نکنیم، دستیار راننده را غیرفعال کنیم، به رادارها و آلارم آن‌ها توجه نکنیم، به‌جای استفاده از پارک خودکار، خودمان به زحمت خودرو را پارک کنیم و خلاصه اینکه، تقریباً از هیچ امکاناتی که در این مرسدس بنز تعبیه شده، استفاده نکنیم.

ناظر بیرونی که این صحنه را ببیند، احتمالاً این سؤال در ذهنش شکل می‌گیرد که خب آدم حسابی، تو که قرار بود چهار شیشه را پایین بکشی تا در تابستان داغ خنک شوی، پلاستیک صندلی‌ها را جدا نکنی، ماساژور استفاده نکنی و امکانات را نادیده بگیری، چرا مرسدس بنز خریدی؟ یک پراید هم پاسخگوی نیاز تو بود. این مقدمه، شاید بزرگ‌نمایی به نظر برسد اما حکایت آشنایی است در کسب و کارهای کوچک و متوسط ایرانی که درگیر پدیده تناقض در چارچوب شده و در اثر آن، Under Rated شدن را به ساختار تحمیل کرده، وقتی افراد توانمند از آنجا فرار کردند، مجدد به دنبال افراد مستعد، توانا و ماهر می‌روند تا همین چرخه معیوب را تکرار کنند. «این دقیقاً همان اتفاقی‌ست که در بسیاری از سازمان‌های ایرانی رخ می‌دهد؛ سرمایه انسانی گران‌قیمت، اما استفاده‌نشده

تناقض توسعه در چارچوب چیست؟ شاید شما هم درگیر آن هستید.

تصور کنید سازمانی با زیرساخت‌های مدرن، سرمایه‌انسانی توانمند و دسترسی به فناوری‌های روز، همچنان درگیر تصمیم‌گیری‌های کند، بهره‌وری پایین و فرار استعدادهاست. این تناقض، نه حاصل کمبود منابع، بلکه نتیجه توسعه‌ای‌ست که در چارچوب‌های ناکارآمد و ذهنیت‌های سنتی گرفتار شده. مسئله‌ای که در بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک و متوسط ایرانی به‌وضوح دیده می‌شود؛ سازمان‌هایی که ظاهراً در مسیر رشد هستند، اما در عمل، از ظرفیت‌های خود بهره نمی‌برند و در چرخه‌ای معیوب از جذب و دفع نیروهای مستعد گرفتار شده‌اند.

اهمیت این موضوع فراتر از یک چالش مدیریتی است؛ این یک بحران ساختاری محسوب می‌شود که مستقیماً بر پایداری، نوآوری و رقابت‌پذیری سازمان‌ها (در نتیجه، بقاء) اثر می‌گذارد. وقتی توسعه در سطح ابزار و امکانات اتفاق می‌افتد، اما چارچوب‌های تصمیم‌گیری، فرهنگ سازمانی و مدل‌های رهبری همچنان در گذشته باقی مانده‌اند، نتیجه چیزی جز اتلاف منابع و سرخوردگی نیروی انسانی نخواهد بود. این همان جایی‌ست که مفهوم «تناقض توسعه در چارچوب» معنا پیدا می‌کند؛ سازمانی که مرسدس بنز خریده، اما همچنان با شیشه پایین‌کشیده در گرمای تابستان رانندگی می‌کند.

درک این تناقض، نخستین گام برای اصلاح آن است. باید پذیرفت که توسعه واقعی، تنها با خرید ابزارهای پیشرفته یا استخدام افراد توانمند حاصل نمی‌شود؛ بلکه نیازمند بازنگری در ساختارهای تصمیم‌گیری، ایجاد فضای اعتماد، و تعریف مجدد نقش‌ها و مسئولیت‌هاست. در غیر این صورت، سازمان‌ها به جای حرکت به‌سوی آینده، در گذشته‌ای مدرن‌شده باقی خواهند ماند. این مقاله تلاش می‌کند تا با واکاوی این مسئله، راهکارهایی برای خروج از این چرخه و رسیدن به توسعه‌ای هم‌راستا با چارچوب‌های مؤثر ارائه دهد.

مهدی زارع پور مشاور و مدرس مهارت های نرم عضو تیم مهارت های نرم مرسدس بنز
مهدی زارع پور
| استراتژیست رشد سیستمی
تناقض توسعه در چارچوب یا The Innovation Paradox به زبان ساده یعنی افرادی توانمند، ماهر، متخصص و کاربلد را به زحمت و دشواری پیدا، قانع و جذب کنیم، سپس آن‌ها را مجبور به رعایت اصول فکری و قواعد ساختاری خود کرده اما در عین حال، از ایشان بخواهیم در همین چارچوب فکری و مدیریتی حال حاضر، نتایج شگرف و متمایز از قبل تحویل ما بدهند. شبیه اینکه بلیت قطار مشهد به تهران بخریم، انتظار داشته باشیم در یزد پیاده شویم.

مفهوم و تعریف Under Rated بودن چیست؟

در فضای سازمانی امروز، Under Rated بودن دیگر صرفاً یک برچسب نیست، بلکه به یک وضعیت ساختاری تبدیل شده که می‌تواند مسیر رشد فردی و سازمانی را به‌طور جدی مختل کند. این مفهوم به حالتی اشاره دارد که در آن توانمندی‌ها، ظرفیت‌ها و ارزش‌های واقعی افراد یا واحدهای سازمانی نادیده گرفته می‌شود یا کمتر از آنچه شایسته‌اند، ارزیابی می‌گردند. برخلاف تصور رایج، Under Rated بودن همیشه ناشی از ضعف در عملکرد نیست؛ گاهی دقیقاً برعکس، افراد توانمند به دلیل نبود بستر مناسب برای بروز قابلیت‌هایشان، در حاشیه قرار می‌گیرند.

در سازمان‌هایی که ساختار تصمیم‌گیری متمرکز، فرهنگ ارج‌گذاری ناکارآمد و مدل‌های ارزیابی سنتی دارند، مصادیق Under Rated بودن به‌وفور دیده می‌شود. کارمندی که ایده‌های نوآورانه دارد اما هیچ‌گاه در جلسات مهم دعوت نمی‌شود. مدیری که به‌جای هدایت استراتژیک، صرفاً درگیر اجراست. تیمی که با وجود نتایج درخشان، از منابع کافی محروم است. این‌ها نمونه‌هایی هستند از نادیده‌گرفتن سرمایه انسانی، که نه‌تنها بهره‌وری را کاهش می‌دهد، بلکه به مرور زمان، انگیزه و تعلق سازمانی را نیز از بین می‌برد.

آیا پدیده Under Rated شدن، تأثیر روانشناختی دارد؟

تأثیر روان‌شناختی Under Rated بودن بر کارکنان، عمیق‌تر از آن چیزی‌ست که در گزارش‌های عملکرد دیده می‌شود. احساس دیده‌نشدن، بی‌عدالتی و بی‌تأثیری، به‌تدریج منجر به فرسایش روانی، کاهش اعتماد به نفس و حتی ترک سازمان می‌شود. فردی که در محیط کاری‌اش احساس ارزشمندی نمی‌کند، به‌سختی می‌تواند خلاقیت، تعهد یا انرژی مثبت تولید کند. این وضعیت، نه‌تنها برای فرد آسیب‌زاست، بلکه برای سازمان نیز هزینه‌های پنهانی سنگینی به همراه دارد. درک دقیق این پدیده، نخستین گام برای اصلاح آن است؛ چرا که توسعه واقعی، بدون دیده‌شدن و ارج‌گذاری منصفانه، صرفاً یک توهم مدرن خواهد بود.

تناقض توسعه در چارچوب چیست و چه مفهومی دارد؟

تناقض توسعه در چارچوب، مفهومی‌ست که به شکاف میان خواسته‌های مدیران برای رشد و محدودیت‌هایی که خودشان در ساختار سازمانی ایجاد کرده‌اند اشاره دارد. این تناقض زمانی رخ می‌دهد که مدیران انتظار دارند خروجی‌های بزرگ‌تر، نوآوری‌های بیشتر و بهره‌وری بالاتری حاصل شود، اما حاضر نیستند چارچوب‌های ذهنی، ساختاری یا فرهنگی موجود را تغییر دهند. در واقع، توسعه را می‌خواهند، اما نه به قیمت بازنگری در شیوه‌های مدیریتی یا پذیرش تفکر خارج از عرف.

این پدیده در کسب‌وکارهای کوچک و متوسط ایرانی به‌ویژه رایج است؛ جایی که مدیران با ذهنیتی سنتی، در تلاش برای دستیابی به نتایج مدرن هستند. آن‌ها از کارکنان می‌خواهند معجزه کنند، بدون آن‌که ابزار، اختیار یا فضای لازم برای بروز خلاقیت در اختیارشان قرار دهند. توسعه در چارچوب، یعنی تلاش برای رسیدن به مقصدی جدید با نقشه‌ای قدیمی. این تناقض نه‌تنها مانع رشد سازمان می‌شود، بلکه باعث فرسایش انگیزه و خروج تدریجی نیروهای توانمند خواهد شد.

درک این مفهوم، نیازمند بازنگری در تعریف توسعه است. توسعه واقعی، تنها در صورتی اتفاق می‌افتد که ساختارها، ذهنیت‌ها و فرآیندها نیز به‌روز شوند. در غیر این صورت، سازمان‌ها در ظاهر در حال حرکت‌اند، اما در واقع در یک دایره بسته از تکرار و ناکارآمدی گرفتار شده‌اند. این مقاله تلاش می‌کند تا با واکاوی این تناقض، راهی برای عبور از آن و رسیدن به توسعه‌ای پایدار و هم‌راستا با واقعیت‌های امروز ارائه دهد.

 

توضیح پدیده تناقض توسعه در چارچوب
حالا صد توجیح هم می‌توانیم بتراشیم که بقیه مقصر هستند، نه ما…

درک بهتر توسعه در چارچوب با بررسی یک مثال ساده

تصور کنید مدیر یک شرکت فناوری از تیم توسعه محصول می‌خواهد در عرض دو ماه، یک اپلیکیشن با کیفیت جهانی طراحی کنند؛ اما در عین حال، اجازه استفاده از ابزارهای جدید، همکاری با فریلنسرها یا حتی تغییر در فرآیندهای داخلی را نمی‌دهد. تیم باید با همان سیستم‌های قدیمی، همان جلسات طولانی و همان محدودیت‌های بودجه‌ای، خروجی‌ای خلق کند که با استانداردهای سیلیکون‌ولی رقابت کند. این دقیقاً همان مسابقه فرمول ۱ با پراید است.

در مثالی دیگر، یک مدیر فروش انتظار دارد تیمش در شرایط رکود اقتصادی، رشد فروش را دو برابر کند. اما حاضر نیست سیاست‌های قیمت‌گذاری را تغییر دهد، بودجه تبلیغات را افزایش دهد یا حتی به پیشنهادهای تیم گوش دهد. نتیجه؟ فشار روانی، فرسایش انگیزه، و در نهایت خروج نیروهای کلیدی.

یا در حوزه منابع انسانی، سازمانی که به دنبال جذب استعدادهای برتر است، اما فرآیند استخدامش پر از بروکراسی، تأخیر و بی‌اعتمادی‌ست. افراد توانمند پس از ورود، با ساختارهایی مواجه می‌شوند که نه‌تنها مانع رشدشان است، بلکه آن‌ها را به سکوت و انفعال سوق می‌دهد.

این مثال‌ها نشان می‌دهند که توسعه در چارچوب، نه‌تنها غیرمنطقی‌ست، بلکه ضدتوسعه است. وقتی چارچوب‌ها انعطاف‌پذیر نباشند، هرگونه تلاش برای رشد، به یک تقلای بی‌نتیجه تبدیل می‌شود. سازمان‌هایی که در ظاهر به‌روز هستند، اما در باطن با ذهنیت‌های محدودکننده اداره می‌شوند، در نهایت سرمایه انسانی خود را از دست می‌دهند و در چرخه‌ای از تکرار شکست‌ها گرفتار می‌شوند. برای عبور از این وضعیت، باید ابتدا چارچوب‌ها را بازنگری کرد، نه فقط اهداف را.

نمودهای رفتاری مدیران و درک پدیده تناقض توسعه در چارچوب

مدیرانی که درگیر تناقض توسعه در چارچوب هستند، معمولاً رفتارهایی از خود نشان می‌دهند که در ظاهر منطقی و حرفه‌ای به نظر می‌رسند، اما در عمل مانع رشد سازمان می‌شوند. یکی از رایج‌ترین این رفتارها، کنترل‌گرایی افراطی‌ست؛ آن‌ها به‌جای اعتماد به تیم، سعی می‌کنند همه چیز را شخصاً مدیریت کنند. این رفتار باعث می‌شود کارکنان احساس بی‌اختیاری کرده و خلاقیت خود را سرکوب کنند.

نمونه دیگر، مقاومت در برابر تغییر است. مدیرانی که به چارچوب‌های ذهنی قدیمی وابسته‌اند، معمولاً در برابر پیشنهادهای نوآورانه یا روش‌های جدید کاری، واکنش منفی نشان می‌دهند. حتی اگر این پیشنهادها از سوی افراد متخصص و باتجربه ارائه شود، باز هم با جمله‌هایی مثل «ما همیشه این‌طور کار کرده‌ایم» یا «فعلاً وقت تغییر نیست» مواجه می‌شوند.

رفتار دیگر، ارزیابی‌های سطحی و غیرمنصفانه است. مدیرانی که توسعه را در چارچوب‌های محدود می‌خواهند، معمولاً عملکرد افراد را نه بر اساس ظرفیت واقعی، بلکه بر اساس میزان تطابق با چارچوب‌های ذهنی خود می‌سنجند. این نوع ارزیابی، افراد خلاق و مستقل را به حاشیه می‌برد و افراد مطیع را در مرکز توجه قرار می‌دهد.

در نهایت، این رفتارها منجر به شکل‌گیری فضایی می‌شود که در آن افراد توانمند یا مجبور به سکوت‌اند یا ترجیح می‌دهند سازمان را ترک کنند. مدیران باید بدانند که توسعه واقعی، نیازمند تغییر در رفتار، نگرش و ساختارهای تصمیم‌گیری‌ست. تنها در این صورت است که می‌توان از ظرفیت‌های واقعی افراد بهره گرفت و سازمان را به‌سوی رشد پایدار هدایت کرد.

وقتی افراد توانمند در سازمان نادیده گرفته می‌شوند، اولین چیزی که از بین می‌رود، انگیزه است. نه به‌صورت ناگهانی، بلکه قطره‌چکانی؛ هر بار که ایده‌ای شنیده نمی‌شود، هر بار که تلاش بی‌پاسخ می‌ماند، هر بار که شایستگی با سکوت مواجه می‌شود. این فرسایش تدریجی، مثل پوسیدگی در ریشه‌ی یک درخت، از درون شروع می‌شود و به‌ظاهر چیزی را تغییر نمی‌دهد، اما در نهایت، تنه‌ی سازمان را از ایستادگی می‌اندازد.

سکوت سازمانی، ترک کار و فرسایش روانی

افراد توانمند معمولاً با صدای بلند نمی‌روند (ترک کار آرام و ناگهانی)؛ آن‌ها آرام‌تر از آنچه فکرش را می‌کنید، سازمان را ترک می‌کنند. نه با استعفای ناگهانی، بلکه با خاموش شدن تدریجی حضورشان. ابتدا مشارکتشان کم می‌شود، بعد تعاملشان و در نهایت، صندلی‌شان خالی می‌ماند. این ترک آرام، خطرناک‌تر از خروج‌های پر سر و صداست؛ چون اغلب دیر دیده می‌شود و دیرتر جبران.

در نهایت، نادیده گرفتن استعدادها، سرمایه انسانی را فرسوده می‌کند. نه فقط در سطح فردی، بلکه در سطح سیستمی. سازمانی که نتواند افراد توانمند را حفظ کند، به‌تدریج اعتبار خود را از دست می‌دهد، چرخه یادگیری‌اش کند می‌شود و در رقابت، عقب می‌ماند. این پیامدها، نه حاصل کمبود منابع، بلکه نتیجه‌ی بی‌توجهی به ارزش‌های انسانی‌ست؛ همان چیزی که توسعه واقعی را ممکن می‌سازد.

مدیران ارشد، اگر نشانه‌های فرسایش سرمایه انسانی را می‌بینید، وقت آن است که از پشت میزهای شیشه‌ای بیرون بیایید و نبض واقعی سازمان را لمس کنید. خروج از بحران نادیده‌انگاری افراد توانمند، با یک تصمیم آغاز نمی‌شود؛ با یک تغییر نگرش آغاز می‌شود. باید از مدیریت صرف به رهبری تحول‌گرا حرکت کرد؛ جایی که شنیدن، مهم‌تر از گفتن است و دیدن، فراتر از گزارش‌های هفتگی.

برای بازگرداندن انگیزه، باید اعتماد را بازسازی کرد. این یعنی ایجاد فضای امن برای ابراز نظر، تشویق به نوآوری، و شناسایی استعدادهایی که در سکوت رشد کرده‌اند. ترک آرام سازمان را می‌توان با گفت‌وگوهای واقعی متوقف کرد؛ نه جلسات رسمی، بلکه تعاملاتی انسانی که نشان دهد هر فرد دیده می‌شود و ارزش دارد.

فرسایش سرمایه انسانی، با سرمایه‌گذاری در فرهنگ سازمانی درمان می‌شود. فرهنگی که بر پایه احترام، شفافیت و رشد مشترک بنا شده باشد. اگر مدیران ارشد بتوانند از برج عاج پایین بیایند و در کنار تیم بایستند، نه‌تنها خروج متوقف می‌شود، بلکه سازمان به نقطه‌ای می‌رسد که افراد توانمند، خودشان تبدیل به نگهبانان انگیزه و پایداری می‌شوند. این همان نقطه‌ای‌ست که تحول واقعی آغاز می‌شود.

مهدی زارع پورمشاهده نوشته ها

من مهدی زارع‌پور، استراتژیست رشد سیستمی، تحلیلگر سیستم و بنیان‌گذار مدرسه کسب‌وکار رُهام هستم. با تجارب موفق در پیاده‌سازی اصول علمی مدیریت در فضای واقعی کسب‌وکارهای ایرانی، مهارت اصلی من طراحی مسیرهای رشد پایدار برای افراد و سازمان‌هاست. با تمرکز بر تحلیل زیرساخت‌ها، شناخت دقیق ظرفیت‌ها و تدوین نقشه‌راه متناسب با واقعیت، به مدیران کمک می‌کنم با نگاهی سیستمی، تصمیم‌های اثربخش‌تری بگیرند و در مسیر توسعه فردی و سازمانی، هوشمندانه حرکت کنند. اگر به دنبال نگاهی عمیق‌تر، تصمیمی حساب‌شده‌تر و تحولی تدریجی اما ماندگار در کسب‌وکار یا مسیر حرفه‌ای خود هستید، گفت‌وگو با من می‌تواند نقطه شروع باشد.