تأثیرات منفی کمپینهای فروش بر سیستمهای کسبوکار
کمپین فروش، مفهومی بنیادین در دنیای کسب وکار است که با هدف افزایش فروش و جذب مشتریان جدید، برنامهای سازمان یافته از فعالیتهای بازاریابی را طی بازهای محدود و هدفمند پیادهسازی میکند. این کمپینها به مثابه ضربان بازار عمل مینمایند و کسب وکارها با بهرهگیری هوشمندانه از ابزارهای مختلف مانند تخفیفها، پیشنهادهای ویژه، تبلیغات مستقیم و همافزایی با شبکههای اجتماعی به تحقق اهداف خود میپردازند. کمپین فروش نه یک رویداد لحظهای، بلکه محصول یک فرآیند علمی و مبتنی بر تحلیل رفتار مشتریان، بازار و فضای رقابتی است که باعث تبدیل رهبران فروش به مشتریهای وفادار میشود.
نگاهی به روند تاریخی کمپینهای فروش
شکلگیری چنین کمپینهایی ریشه در تحولات عمیق تاریخی دارد. از عصر پیشارونسانس که نخستین نشانههای نمایش و معرفی کالا توسط بشر رسم میشد، تا دوران انقلاب صنعتی که نوع جدیدی از بازار مبتنی بر تولید انبوه و اطلاعرسانی سازمانیافته پدید آمد، هر مرحله، نقطه عطفی در تکامل کمپینهای فروش بوده است. انقلاب صنعتی با فراهم آوردن زیرساختهای تولید انبوه و ظهور رسانههای چاپی، نخستین بسترهای کمپینسازی را شکل داد؛ اما با گذر به عصر رقابتی قرن بیستم، برندها محوریت پیدا کردند و مشاغل مجبور شدند متدهای خلاقانه و علمیتری را به کار گیرند.
در دهههای ابتدایی انقلاب صنعتی، باور غالب این بود که هر کالای خوبی خود به خود تبلیغ میشود و کافی است در دسترس مشتری قرار گیرد. اما با رشد بازار و افزایش رقابت، ضرورت طراحی کمپینهای سازمان یافته احساس شد. در همین دوران، کسب وکارها دریافتند که موفقیت صرفاً با تولید انبوه رخ نمیدهد و باید به شیوههای ارتباطی تازهتری روی آورند. کمپین فروش بهتدریج از یک فعالیت آماتور در سمت ارتباط و اطلاعرسانی به فرآیندی علمی و دقیق تبدیل شد که اهداف کمی و کیفی را تعقیب میکند.
امروز کمپینهای فروش بر پایه تحلیل دادههای بازار و رفتار مشتریان طراحی میشوند و نقش مؤثری در معرفی محصولات جدید، افزایش سریع درآمد، حفظ مشتریان فعلی و ارتقاء جایگاه برند دارند. تفاوت اصلی کمپین فروش با کمپین تبلیغاتی، تمرکز آن بر تحقق فوری اهداف مالی و افزایش محسوس فروش در کوتاه مدت، با استفاده از راهکارهای عملی و مستقیم است. این کمپینها با رویکردی نوین و استراتژیک، سعی در ایجاد یک تجربه خاص خرید دارند که اعتماد و رضایت مشتری را برای آینده تضمین میکند.
فرآیند تکاملی کمپینهای فروش تا امروز
فرآیند تکاملی کمپین فروش از عصر تولیدمحور و بعدها محصول محور تا عصر بازارگرایی و مشتریمداری، همواره همسو با رشد فناوریهای ارتباطی، رسانههای نوین و تحول چشمگیر انتظارات مصرف کنندگان بوده است. به زبان دیگر، کمپینهای فروش از ابزارهایی همچون چاپ و پخش تراکتها در قرن نوزدهم به تبلیغات تلویزیونی، رادیویی، دیجیتال و شبکههای اجتماعی در قرن بیست و یکم رسیده و همواره زیر نفوذ دانش بازاریابی و روانشناسی خرید، متحول شدهاند.
در نهایت، کمپین فروش امروزی فراتر از یک طرح تبلیغاتی یا برنامه تخفیفی است. این کمپینها نماد تلفیق هنر برندسازی، علم تحلیل داده، شناخت عمیق رفتار مصرف کنندگان و خلاقیت اجرایی هستند و بعنوان یکی از کلیدیترین راهکارهای رشد و پایداری هر کسب وکار مدرن شناخته میشوند. این روند تکاملی حاصل همافزایی تجربه تاریخی، نوآوری و استراتژیهای علمی بازاریابی است که کمپین فروش را به قلب تپنده اقتصاد و تجارت مدرن بدل ساخته است.
معرفی مفهوم کمپینهای فروش و هدف آنها
کمپینهای فروش یکی از استراتژیهای رایج در دنیای کسبوکار محسوب میشوند که با هدف افزایش فروش، جذب مشتریان جدید و ارتقای سهم بازار طراحی میشوند. این کمپینها اغلب شامل ارائه تخفیفات ویژه، پیشنهادهای محدود، بستههای ترکیبی، یا تبلیغات گسترده برای جلب توجه مخاطبان هستند. بسیاری از کسبوکارها، بهویژه شرکتهای کوچک و متوسط (SMEs)، از این روشها بهعنوان ابزاری برای تحریک تقاضا و افزایش درآمد کوتاهمدت استفاده میکنند.
اما در کنار مزایای آشکار این استراتژیها، چالشهای مهمی نیز وجود دارند که در بلندمدت میتوانند تأثیرات منفی بر برند، سودآوری و پایداری کسبوکار داشته باشند. برخی تحقیقات علمی نشان دادهاند که استفاده مداوم از تخفیفات میتواند باعث تضعیف ارزش برند و تغییر رفتار مصرفکنندگان شود (Kapoor & Banerjee, 2022). به همین دلیل، بررسی اثرات منفی این کمپینها، بهویژه در فضای کسبوکارهای ایرانی، امری ضروری به نظر میرسد.
بررسی اهمیت این موضوع برای کسبوکارها
در بازار رقابتی ایران، بسیاری از کسبوکارهای کوچک و متوسط برای حفظ سهم بازار خود به تخفیفات و کمپینهای فروش متکی هستند. این استراتژیها اگرچه در کوتاهمدت منجر به افزایش فروش میشوند، اما در بلندمدت ممکن است پیامدهای نامطلوبی مانند کاهش وفاداری مشتریان، کاهش سودآوری، و تضعیف ارزش برند به همراه داشته باشند.
بهعنوان مثال، بررسی عملکرد برخی فروشگاههای زنجیرهای ایرانی نشان میدهد که اجرای تخفیفهای پیدرپی، باعث وابستگی مشتریان به قیمتهای کاهشیافته شده و فروش در دورههای بدون تخفیف بهشدت افت کرده است. همچنین، در کسبوکارهای خدماتی، کاهش قیمتهای مداوم ممکن است باعث کاهش کیفیت خدمات و کاهش اعتماد مشتریان شود. تحقیقات داخلی (اکبری و همکاران، ۱۴۰۱) نیز تأیید کردهاند که عدم مدیریت صحیح کمپینهای فروش میتواند بر ساختار مالی شرکتها فشار وارد کند و حتی برخی از آنها را با چالشهای نقدینگی مواجه کند.
بنابراین، در این مقاله تلاش خواهیم کرد با بررسی علمی و مستند اثرات منفی کمپینهای فروش، راهکارهای جایگزینی ارائه دهیم که کسبوکارها بتوانند بدون آسیب به برند و سودآوری، رشد پایدار داشته باشند.
اثرات منفی کمپینهای فروش
کاهش ارزش برند: تخفیفهای شدید چگونه میتوانند ارزش برند را کاهش دهند؟
برند یک کسبوکار نهتنها نشاندهنده محصولات و خدمات آن است، بلکه ارزشهای احساسی و ذهنی مشتریان را نیز در بر میگیرد. اجرای تخفیفهای سنگین و پیدرپی، اگرچه ممکن است منجر به افزایش فروش کوتاهمدت شود، اما در بلندمدت به ارزش برند آسیب میزند (Ailawadi et al., 2009). دلیل این امر آن است که قیمت پایین مداوم، باعث ایجاد این تصور در ذهن مشتریان میشود که محصول یا خدمات، فاقد کیفیت لازم است.
برای مثال، در بازار ایران، برخی برندهای تولیدکننده پوشاک که در ابتدا با قیمتهای رقابتی وارد بازار شدند، پس از اجرای تخفیفهای پیدرپی، دیگر نتوانستند قیمت محصولات خود را به نرخ اولیه بازگردانند. بهعنوان مثال، یکی از برندهای پوشاک داخلی پس از چندین کمپین تخفیفهای بزرگ، با کاهش قابلتوجه ارزش برند مواجه شد و مشتریان آن دیگر حاضر نبودند محصولات را با قیمت اصلی خریداری کنند، چون به “قیمت تخفیفخورده” عادت کرده بودند.
تغییر رفتار مشتری و کاهش وفاداری
مشتریان به تخفیفها عادت میکنند و فقط در زمان تخفیف خرید میکنند
یکی از مهمترین مشکلات کمپینهای تخفیفهای زیاد، تغییر رفتار مشتریان و کاهش وفاداری به برند است. مشتریانی که مکرراً تخفیف دریافت میکنند، خریدهای خود را به دورههای تخفیف محدود کرده و از خرید در سایر زمانها اجتناب میکنند (Zeithaml et al., 2020). این امر باعث کاهش درآمد کسبوکار در دورههای بدون تخفیف میشود.
در مثالی دیگر، یکی از فروشگاههای زنجیرهای ایرانی که در حوزه لوازم الکترونیکی فعالیت میکند، طی یک سال چندین کمپین تخفیف برگزار کرد. این کمپینها باعث شدند مشتریان فقط در زمان تخفیف خرید کنند، که در نهایت منجر به کاهش شدید فروش در سایر ماهها شد. این رفتار باعث شد برند به جای افزایش وفاداری مشتری، مشتریان وابسته به تخفیف ایجاد کند.
آسیب به جریان نقدینگی و سودآوری: فشار مالی ناشی از تخفیفهای زیاد
درحالیکه کمپینهای فروش باعث افزایش کوتاهمدت فروش میشوند، تخفیفهای مداوم میتوانند فشار مالی شدیدی بر کسبوکارها وارد کنند (Kotler & Keller, 2016). هزینههای بالای تبلیغات و کاهش سود حاصل از فروش تخفیفخورده، میتواند جریان نقدینگی را دچار اختلال کند، بهخصوص در کسبوکارهای کوچک و متوسط که منابع مالی محدودی دارند.
تحلیل مالی در یک نمونه واقعی را با هم بررسی میکنیم. در یکی از کسبوکارهای ایرانی حوزه آموزش آنلاین، اجرای تخفیفهای زیاد بر روی دورههای آموزشی باعث شد سود خالص شرکت کاهش یابد. زیرا علاوه بر کاهش درآمد ناشی از پایین آمدن قیمت دورهها، هزینههای عملیاتی و تبلیغات نیز افزایش یافته بود. نتیجه این شد که شرکت برای پوشش هزینهها مجبور شد از سرمایههای بلندمدت خود استفاده کند، که این امر رشد پایدار آن را تهدید کرد.
چالشهای عملیاتی و لجستیکی
افزایش حجم سفارشات و مشکلات زنجیره تأمین
یکی دیگر از مشکلات رایج کمپینهای فروش، افزایش ناگهانی تقاضا و ایجاد فشار بر زنجیره تأمین و عملیات کسبوکار است (Christopher, 2016). این افزایش حجم سفارشات میتواند باعث کمبود موجودی، تأخیر در تحویل سفارشها، و کاهش کیفیت خدمات شود.
برای مثال، یکی از برندهای وارد کننده لوازم آرایشی در ایران، طی یک کمپین تخفیف گسترده، با افزایش ناگهانی سفارشات مواجه شد. این افزایش تقاضا باعث شد موجودی انبار بهسرعت تمام شود و شرکت نتواند بهموقع سفارشات را ارسال کند. نتیجه این شد که مشتریان با تأخیرهای طولانی مواجه شدند و برخی حتی از خریدهای آینده منصرف شدند. این مشکل، علاوه بر کاهش رضایت مشتری، باعث آسیب به اعتبار برند نیز شد. همچنین، گاهی برای جلب رضایت مشتری، مجبور به استفاده از روشهای غیر بهینه برای ارسال میشویم که خود باعث بالا رفتن هزینه پنهان و کاهش سود میگردد و از سوی دیگر، در مشتری توقع ایجاد شده و مدیریت آن، کار دشوار و هزینهبری است.
کمپینهای فروش، فرایندی هوشمند و هدفمندند که با تلفیق تحلیل دقیق رفتار مشتریان و استراتژیهای نوآورانه بازار، نه تنها به افزایش فروش فوری میپردازند بلکه ارتباطی عمیق و پایدار بین برند و مشتری ایجاد میکنند؛ این کمپینها پَلی هستند میان خواستههای واقعی مصرف کننده و فرصتهای تجاری، که تجربهای فراتر از خرید ساده ارائه میدهند و به توسعه بلندمدت کسب وکار کمک میکنند.

مهدی زارع پوراستراتژیست رشد سیستمی
کمپینهای فروش در آتش تورم: استراتژی بقا یا خودکشی مالی؟
در شرایط تورمی، کمپینهای تخفیف و فروش ویژه میتوانند شمشیری دولبه باشند. تحقیقات مدرسه اقتصاد لندن نشان میدهد ۶۸% کسبوکارها در تورمهای بالای ۱۵% با اجرای کمپینهای نامناسب، حاشیه سود خود را تا ۴۰% کاهش دادهاند. مشکل اصلی در “توهم افزایش فروش” نهفته است؛ جایی که رشد حجمی فروش، افزایش واقعی درآمد را پنهان میکند.
نکته حیاتی، محاسبه دقیق “نقطه سر به سر تورمی” است. فرمول (قیمت تمام شده × ضریب تورم) ÷ (۱ – درصد تخفیف) = حداقل قیمت فروش، نشان میدهد چگونه یک تخفیف ۲۰% در تورم ۳۰% میتواند عملاً کسبوکار را با زیان ساختاری مواجه کند. پژوهشهای دانشگاه شیکاگو ثابت کردهاند در این شرایط، استراتژیهای مبتنی بر “ارزش افزوده” (مانند خدمات همراه یا تضمینهای ممتاز) ۳.۲ برابر اثربخشتر از تخفیفهای مستقیم عمل میکنند. پیچیدگی دیگر، اثر روانی “نرمالیزه شدن قیمتهای بالا” است. دادههای NielsenIQ نشان میدهد مصرفکنندگان در تورمهای طولانیمدت، ۴۰% کمتر به محرکهای قیمتی واکنش نشان میدهند. در این شرایط، کمپینهای مبتنی بر “کاهش حجم بستهها با حفظ قیمت” (Shrinkflation) میتوانند تا ۲۷% سودآوری بیشتری نسبت به تخفیفهای مرسوم ایجاد کنند.
کلید موفقیت در “مدیریت ترکیبی محرکها” است: استفاده هوشمندانه از محدودیت زمان (Flash Sales)، هدفگیری مشتریان با ارزش عمر بالا (LTV)، و ادغام مزایای غیرقیمتی. به یاد داشته باشید در اقتصاد تورمی، هر درصد تخفیف، نه یک ابزار بازاریابی، بلکه یک تصمیم استراتژیک بقا است.

راهکارهای جایگزین و استراتژیهای بهتر
ایجاد ارزش پایدار برای مشتریان
ارائه پیشنهادهای ویژه بدون کاهش قیمت شدید
یکی از بهترین روشهای جایگزین برای جلوگیری از آسیبهای ناشی از تخفیفهای سنگین، ایجاد ارزش پایدار برای مشتریان بدون کاهش مستقیم قیمت است. روشهای مختلفی برای این کار وجود دارد، مانند:
الف. افزودن خدمات مکمل رایگان: به جای کاهش قیمت، کسبوکارها میتوانند خدماتی مانند ارسال رایگان، بستهبندی اختصاصی، یا مشاوره رایگان ارائه دهند.
ب. ارائه نسخههای محدود و اختصاصی: برخی برندها با ارائه محصولات ویژه و محدود، ارزش بیشتری ایجاد میکنند که باعث افزایش تمایل مشتریان به خرید بدون انتظار تخفیفهای سنگین میشود (Kotler & Keller, 2016).
برای مثال، یکی از کسبوکارهای ایرانی فعال در حوزه صنایع دستی، به جای ارائه تخفیفهای زیاد، طرحی را اجرا کرد که شامل سفارشیسازی محصولات برای مشتریان خاص بود. این روش نهتنها باعث افزایش جذابیت برند شد، بلکه مشتریان را به خرید با قیمت اصلی ترغیب کرد، زیرا ارزش افزودهی دریافت محصول منحصربهفرد برای آنها مهمتر از تخفیف بود.
استفاده از مدلهای وفاداری و پاداشدهی
برنامههای وفاداری و مزایای عضویت
یکی دیگر از روشهای موثر، استفاده از برنامههای وفاداری است که مشتریان را به خرید مداوم ترغیب میکند. این برنامهها میتوانند شامل امتیازدهی، تخفیفهای ویژه برای اعضای وفادار، یا جوایز ویژه برای خریدهای مکرر باشند (Reinartz & Kumar, 2000).
نمونههای موفق
باشگاه مشتریان: برخی فروشگاههای زنجیرهای ایرانی با راهاندازی باشگاه مشتریان، به اعضای وفادار امتیازهایی برای خریدهای آینده ارائه دادهاند. این روش باعث شد که مشتریان ترجیح دهند بهجای انتظار برای تخفیفهای عمومی، امتیازات خود را برای دریافت مزایای اختصاصی استفاده کنند.
سیستم پاداشدهی خریدهای متوالی: در یک برند تولیدی لوازم خانگی، مشتریانی که چندین خرید انجام میدادند، تخفیفهای اختصاصی دریافت میکردند. این روش باعث شد مشتریان به برند وفادار بمانند و به جای تمرکز روی تخفیفهای عمومی، به مزایای برنامهی وفاداری توجه کنند.
متعادلسازی قیمت و ارزش پیشنهادی
ارائه ارزش افزوده به جای تخفیفهای سنگین
به جای کاهش قیمت، کسبوکارها میتوانند ارزش افزودهای ارائه دهند که مشتریان را به خرید ترغیب کند. این ارزش افزوده میتواند شامل ارائهی خدمات پس از فروش، تولید محتوای آموزشی مرتبط با محصول، یا همکاری با اینفلوئنسرهای حوزهی مربوطه باشد (Sheth et al., 2020).
برای مثال، در بازار محصولات آموزشی آنلاین، به جای ارائه تخفیفهای زیاد روی دورههای آموزشی، برخی برندها دسترسی رایگان به جلسات مشاوره، منابع تکمیلی، یا جامعههای اختصاصی برای مشتریان را ارائه میدهند. این روش باعث میشود مشتریان احساس کنند که خرید آنها فقط دریافت یک محصول نیست، بلکه دسترسی به یک مجموعه کامل خدمات است.
تأثیرات بلندمدت کمپینهای فروش بر سیستم کسبوکار
کاهش سودآوری در بلندمدت
تحقیقات نشان دادهاند که تخفیفهای مداوم میتوانند باعث کاهش سودآوری کسبوکارها شوند. طبق مطالعهای که در این مقاله علمی منتشر شده، کاهش قیمتها بهطور مداوم باعث کاهش حاشیه سود ناخالص میشود. بهعنوان مثال، اگر یک محصول با قیمت ۱۰۰ دلار و حاشیه سود ۲۰٪ فروخته شود، سود هر واحد ۲۰ دلار خواهد بود. اما اگر تخفیف ۲۰٪ اعمال شود، قیمت به ۸۰ دلار کاهش مییابد و سود هر واحد به ۱۰ دلار میرسد، مگر اینکه هزینههای عملیاتی کاهش یابد.
برای مثال، در یک تحقیق منتشر شده در اینجا، مشخص شد که برندهای لوکس مانند Rolex و Louis Vuitton بهندرت تخفیف ارائه میدهند، زیرا تخفیفهای مداوم میتوانند ارزش برند را کاهش داده و مشتریان را به انتظار تخفیفهای بعدی سوق دهند. این امر باعث کاهش فروش در دورههای بدون تخفیف میشود.
افزایش هزینههای پنهان کسبوکار
کمپینهای فروش علاوه بر کاهش سود، هزینههای پنهان نیز ایجاد میکنند. این هزینهها شامل افزایش هزینههای تبلیغات، فشار بر زنجیره تأمین، و کاهش نقدینگی هستند. طبق دادههای منتشر شده در این مقاله، هزینههای تبلیغات برای کمپینهای تخفیف میتواند تا ۳۰٪ افزایش یابد، زیرا کسبوکارها باید برای جلب توجه مشتریان هزینههای بیشتری صرف کنند. همچنین، افزایش حجم سفارشات در دورههای تخفیف باعث فشار بر زنجیره تأمین شده و هزینههای لجستیکی را افزایش میدهد. برای مثال، در یک تحقیق انجامشده بر روی فروشگاههای زنجیرهای، مشخص شد که اجرای تخفیفهای زیاد باعث افزایش هزینههای عملیاتی تا ۲۵٪ شده است، زیرا شرکتها مجبور شدند نیروی انسانی بیشتری برای پردازش سفارشات استخدام کنند.
همانطور که قبل از این هم اشاره کردیم، یکی از مهمترین مشکلات تخفیفهای دورهای، تغییر رفتار مشتریان و کاهش وفاداری است. طبق مطالعات انجامشده در اینجا،
مشتریان به تخفیفها عادت میکنند و خریدهای خود را به دورههای تخفیف محدود میکنند. در یک تحقیق انجامشده بر روی فروشگاههای آنلاین ایرانی، مشخص شد که ۷۰٪ مشتریان ترجیح میدهند خریدهای خود را به زمان تخفیف موکول کنند، که این امر باعث کاهش فروش در دورههای بدون تخفیف میشود.
نتیجهگیری
کمپینهای فروش، اگرچه ابزاری قدرتمند برای افزایش درآمد کوتاهمدت و جذب مشتریان جدید هستند، اما در بلندمدت میتوانند تأثیرات منفی قابلتوجهی بر کسبوکارها داشته باشند. تحلیلهای علمی و بررسی نمونههای واقعی نشان داد که تخفیفهای سنگین و دورهای موجب کاهش ارزش برند، تغییر رفتار مشتریان، کاهش وفاداری، آسیبهای مالی، و افزایش هزینههای پنهان میشوند. بسیاری از کسبوکارهای کوچک و متوسط، بهویژه در ایران، با استفاده از تخفیفهای مداوم، در چرخهای گرفتار شدهاند که آنها را به کاهش قیمتهای بیشتر مجبور کرده و در نهایت سودآوریشان را تهدید کرده است.
برای جلوگیری از این آسیبها، کسبوکارها باید بهجای تمرکز بر کاهش قیمت، بر ایجاد ارزش پایدار برای مشتریان تمرکز کنند. پیشنهادهای ویژه بدون کاهش قیمت، برنامههای وفاداری، ارائه خدمات مکمل و ارزش افزوده، جایگزینهایی موثر برای تخفیفهای دورهای هستند که میتوانند هم رضایت مشتریان را افزایش دهند و هم سودآوری کسبوکار را حفظ کنند. همچنین، تحلیلهای مالی نشان داد که اجرای مدلهای جایگزین نهتنها هزینههای پنهان را کاهش میدهد، بلکه موجب تقویت تصویر برند و بهبود جریان نقدینگی میشود.
با توجه به یافتههای این مقاله، مدیران کسبوکارها باید رویکردی متعادل در استراتژیهای فروش اتخاذ کنند. تخفیفهای مقطعی، اگر بهدرستی مدیریت شوند، میتوانند سودآور باشند، اما وابستگی بیش از حد به این روش، در بلندمدت به ضرر شرکت خواهد بود. در نهایت، برندهایی موفق خواهند بود که بهجای رقابت بر سر قیمت، بر ارائه تجربهای ارزشمند و متمایز برای مشتریان تمرکز کنند.
علاوه بر موارد مطرحشده، در سیستمهای پویا طبق اصل اثر پروانهای، یک کمپین تخفیف بهظاهر موفق میتواند اثرات پیشبینینشدهای بر کل کسبوکار داشته باشد. افزایش ناگهانی فروش، در ظاهر یک موفقیت است، اما هزینههای پنهان مانند افزایش فشار کاری، اضافهکاری کارکنان، و مشکلات زنجیره تأمین اغلب نادیده گرفته میشوند. از سوی دیگر، اجرای مداوم تخفیفها میتواند فرهنگ سازمانی را تحت تأثیر قرار دهد؛ کارکنان ممکن است به کمکاری یا عدم بهرهوری عادت کنند، زیرا تصور دارند که در صورت کاهش درآمد، یک کمپین فروش دیگر راهاندازی شده و وضعیت جبران میشود. این نوع وابستگی میتواند به ساختار عملیاتی و مدیریت منابع انسانی آسیب بزند.