روشهای اصولی و انسانی تعدیل نیرو در دوران بحران
راهنمایی عملی برای کسبوکارهای کوچک و متوسط در ایران
در سال ۱۴۰۴ (۲۰۲۵)، ایران با مجموعهای از بحرانهای پیچیده اقتصادی روبرو است که ریشه در تحریمهای بینالمللی، کمبود شدید انرژی و تنشهای ژئوپلیتیکی دارد. تحریمهای ایالات متحده و متحدانش، که پس از خروج از برجام در ۲۰۱۸ تشدید شد و با درگیری کوتاهمدت با اسرائیل (جنگ ۱۲ روزه) در ژوئن ۲۰۲۵ اوج گرفت، منجر به کاهش صادرات نفت به حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز شده و درآمدهای ارزی را به شدت محدود کرده است. تورم مزمن بالای ۴۰ درصد در هفت سال اخیر، همراه با سقوط ارزش ریال به بیش از ۱۰۰ هزار تومان در برابر دلار، قدرت خرید خانوارها را نابود کرده و منجر به مالنوتریشن گسترده شده؛ به طوری که ۲۷ درصد خانوارها هیچ پروتئینی مصرف نمیکنند و بیش از ۹۳ درصد خانوارهای با اشتغال موقت کمتر از یک بار در هفته پروتئین میخورند.
بحران انرژی نیز فاجعهبار است: کمبود روزانه ۳۵۰ میلیون متر مکعب گاز طبیعی باعث تعطیلی ۱۷ نیروگاه شده و تولید صنعتی را ۳۰ تا ۵۰ درصد کاهش داده، که این امر مستقیماً به خاموشیهای گسترده و توقف فعالیتهای اقتصادی منجر میشود. تنشهای ژئوپلیتیکی، از جمله جنگ کوتاه با اسرائیل که میلیاردها دلار خسارت به زیرساختها وارد کرد، رشد GDP را به پیشبینی ناچیز ۰.۳ درصد توسط صندوق بینالمللی پول محدود کرده و GDP اسمی را زیر ۴۰۰ میلیارد دلار نگه داشته است.
این بحرانها بیشترین ضربه را به کسبوکارهای کوچک و متوسط (SMEها) وارد کردهاند، که بیش از ۸۰ درصد اشتغال کشور را تأمین میکنند. گزارشها نشان میدهد که هزاران کارخانه به دلیل کمبود برق و آب تعطیل شدهاند، منجر به اخراج گسترده؛ برای مثال، تنها در یک ماه اخیر، کسبوکارهایی مانند کارگاههای تولیدی تا ۲۰ کارگر را اخراج کردهاند، که این امر حدود ۸۰ نفر را در هر مورد تحت تأثیر قرار میدهد. نرخ بیکاری رسمی ۷.۳ درصد است، اما با احتساب جمعیت غیرفعال اقتصادی (۳۸.۷۴ میلیون نفر)، نرخ واقعی به حدود ۴۵ درصد میرسد، به ویژه بیکاری زنان جوان که به ۳۴.۹ درصد رسیده. کسب و کارهای کوچک و متوسط ایرانی، با کاهش سرمایهگذاری، فرار سرمایه و رکود بازار مواجهاند، که این عوامل رشد اقتصادی را به زیر ۳ درصد نگه داشته و منجر به کاهش ۵۰ درصدی ارزش ریال در یک سال شده است.
تعدیل نیرو، که به معنای کاهش سیستماتیک نیروی کار برای کنترل هزینهها در شرایط بحران است، در این وضعیت اجتنابناپذیر شده، اما رویکرد اصولی آن حیاتی است. بدون برنامهریزی دقیق، تعدیل میتواند به آسیبهای بلندمدت مانند از دست دادن استعدادهای کلیدی، کاهش روحیه کارکنان باقیمانده، افزایش دعاوی حقوقی و آسیب به شهرت برند منجر شود. رویکرد اصولی، شامل ارزیابی عادلانه عملکرد، ارتباطات شفاف و برنامههای حمایتی مانند آموزش مجدد یا کمکهای مالی، نه تنها پایداری سازمان را حفظ میکند، بلکه مسئولیت اجتماعی را تقویت کرده و از بحرانهای بعدی جلوگیری مینماید. در ایران، جایی که SMEها ستون فقرات اقتصاد هستند، چنین روشی میتواند تعادل بین بقا و اخلاق را برقرار کند، و در نهایت به بازیابی اقتصادی کمک رساند.
بر خلاف ویدیوها، سخنرانیها و کتابهای انگیزشی زرد، کسب و کار ماهیّت سخت و خشنی دارد. بیپولی، استرس، احساس تهدید، هوشیار بودن دائمی، درگیری چند وجهی با عواملی که از ما تأثیر نمیپذیرند و در نهایت، اقتصاد بسته و حاکمیتی که بخش خصوصی را، رقیب و تهدید خود میداند (هر اندازه بخش خصوصی رونق بگیرد، حاکمیت منبع قدرت از دست میدهد). در این شرایط، تعدیل نیرو یک ابزار ضروری است که باید از آن حرفهای و با نگاه بلند مدت استفاده کنیم تا کمترین آسیب، متوجه ما باشد.

مهدی زارع پوراستراتژیست رشد سیستمی
تعدیل نیرو و تفاوت آن با اخراج چیست؟
تعدیل نیرو و اخراج دو مفهوم مرتبط اما متمایز در مدیریت منابع انسانی هستند که در شرایط بحرانی مانند تحریمها، کمبود انرژی یا تنشهای ژئوپلیتیکی در ایران بیش از پیش مورد توجه قرار میگیرند. تعدیل نیرو فرآیندی برنامهریزیشده و استراتژیک است که کسبوکارها، بهویژه کسبوکارهای کوچک و متوسط، برای کاهش نیروی کار به منظور تطبیق با شرایط اقتصادی دشوار، کاهش هزینهها یا بازسازی ساختار سازمانی به کار میگیرند. این فرآیند معمولاً با تحلیل دقیق نیازهای سازمان، ارزیابی عملکرد کارکنان و تدوین معیارهای عینی برای انتخاب افراد انجام میشود. هدف تعدیل نیرو حفظ پایداری مالی و رقابتی سازمان است، در حالی که تلاش میشود تأثیرات منفی بر کارکنان و فرهنگ سازمانی به حداقل برسد. در ایران، گزارشها نشان میدهد که SMEها، که ۸۰ درصد اشتغال کشور را تأمین میکنند، در سال ۲۰۲۵ به دلیل تورم بالای ۴۰ درصد و کاهش ۵۰ درصدی ارزش ریال، ناچار به تعدیل نیرو شدهاند.
اخراج، اما، معمولاً واکنشی فوری و بدون برنامهریزی بلندمدت است که به دلایل انضباطی، عملکرد ضعیف فردی یا تخلفات خاص رخ میدهد. برخلاف تعدیل نیرو که گروهی از کارکنان را بر اساس نیازهای کلان سازمان هدف قرار میدهد، اخراج فردی است و اغلب به رفتار یا عملکرد خاص یک کارمند مرتبط است. برای مثال، اخراج ممکن است به دلیل نقض قوانین شرکت یا ناتوانی در انجام وظایف مشخص باشد، در حالی که تعدیل نیرو میتواند شامل حذف یک بخش کامل به دلیل کاهش تقاضا یا کمبود منابع باشد.
در ایران، قوانین کار سختگیرانهاند و اخراج بدون رعایت فرآیندهای قانونی، مانند اخطار کتبی یا تأیید شورای کار، میتواند به دعاوی حقوقی منجر شود. تعدیل نیرو، اگر با شفافیت، حمایتهای مالی یا برنامههای بازآموزی همراه باشد، میتواند آسیبهای روانی و اجتماعی را کاهش دهد. در مقابل، اخراجهای غیرمنصفانه اغلب به کاهش اعتماد کارکنان باقیمانده و خدشه به شهرت سازمان منجر میشود. رویکرد اصولی در تعدیل، با تمرکز بر ارتباطات شفاف و رعایت اصول روانشناختی مدرن، نه تنها به بقای کسبوکار کمک میکند، بلکه مسئولیت اجتماعی را نیز تقویت میکند، بهویژه در شرایط بحرانی کنونی ایران.
برند کارفرمایی چیست و چه اهمیتی دارد؟
برند کارفرمایی به تصویری اشاره دارد که یک سازمان بهعنوان محل کار در ذهن کارکنان فعلی، بالقوه و جامعه ایجاد میکند. این مفهوم فراتر از لوگو یا شعار است؛ ترکیبی از فرهنگ سازمانی، ارزشها، محیط کار و تجربهای است که کارمندان از همکاری با سازمان دارند. در ایران، جایی که کسبوکارهای کوچک و متوسط بیش از ۸۰ درصد اشتغال را تشکیل میدهند، برند کارفرمایی قوی میتواند تفاوت بزرگی در جذب و حفظ استعدادها ایجاد کند.
اهمیت برند کارفرمایی در توانایی آن برای جذب استعدادهای برتر، افزایش انگیزه کارکنان و کاهش نرخ ترک کار نهفته است. سازمانهایی با برند کارفرمایی قوی، که بر اساس ارتباطات شفاف، فرصتهای رشد و حمایتهای روانشناختی بنا شدهاند، میتوانند در بازار رقابتی نیروی کار متمایز شوند. در ایران، جایی که نرخ بیکاری واقعی به حدود ۴۵ درصد میرسد و بیکاری زنان جوان تا ۳۴.۹ درصد گزارش شده، کارفرمایانی که محیطی امن و ارزشمحور ارائه میدهند، شانس بیشتری برای حفظ نیروی کار وفادار دارند. یک برند کارفرمایی مثبت همچنین به کاهش هزینههای استخدام کمک میکند، زیرا کارکنان راضی بهطور طبیعی به سفیران برند تبدیل میشوند و از طریق توصیههایشان استعدادهای جدید را جذب میکنند. علاوه بر این، در زمان بحرانهایی مانند کمبود انرژی یا تنشهای ژئوپلیتیکی، سازمانهایی که با رویکردی انسانی و مبتنی بر اصول روانشناسی مدرن عمل میکنند، نه تنها از آسیب به شهرتشان جلوگیری میکنند، بلکه اعتماد جامعه را جلب میکنند. برند کارفرمایی قوی، ستون پایداری سازمان در طوفانهای اقتصادی است.

احتیاط در تعدیل نیرو: کلیدی برای حفظ برند کارفرمایی در بحرانها
در سال ۱۴۰۴، ایران با چالشهای اقتصادی پیچیدهای از جمله تحریمهای سنگین (هنوز اسنپ بک فعال نشده است)، بحران انرژی و تنشهای منطقهای دستوپنجه نرم میکند، که با تورم بالای ۴۰ درصد و سقوط ۵۰ درصدی ارزش ریال، کسبوکارهای کوچک و متوسط را ناگزیر به تعدیل نیرو سوق داده است. اما این فرآیند، اگر بدون احتیاط و حرفهایگری انجام شود، میتواند تأثیرات سیستمی مخربی بر برند کارفرمایی داشته باشد. برند کارفرمایی، که بازتابدهنده فرهنگ سازمانی، ارزشها و تجربه کارکنان است، در ایران به دلیل رقابت شدید برای جذب استعدادها در بازار کاری با نرخ بیکاری واقعی حدود ۴۵ درصد، نقشی حیاتی دارد. رفتار غیرحرفهای در تعدیل نیرو، مانند عدم شفافیت یا بیتوجهی به قوانین کار، نه تنها اعتماد کارکنان فعلی را از بین میبرد، بلکه شهرت سازمان را در میان کارجویان و جامعه مخدوش میکند.
احتیاط در تعدیل نیرو به معنای برنامهریزی دقیق، ارتباط شفاف و رعایت اصول روانشناختی مدرن است. برای مثال، اطلاعرسانی غیرشفاف یا اخراجهای ناگهانی میتواند به کاهش روحیه کارکنان باقیمانده منجر شود، که در SMEها، که ۸۰ درصد اشتغال ایران را تأمین میکنند، اثرات آن فوری است. سازمانهایی که بدون ارزیابی عادلانه یا ارائه حمایتهایی مانند مشاوره شغلی یا آموزش مجدد اقدام به تعدیل میکنند، اغلب با دعاوی حقوقی مواجه میشوند که هزینههای مالی و زمانی سنگینی به همراه دارد. در مقابل، رویکرد حرفهای شامل تدوین معیارهای عینی برای انتخاب کارکنان، برگزاری جلسات توضیحی و ارائه بستههای حمایتی است که نشاندهنده مسئولیت اجتماعی سازمان است. این اقدامات نه تنها آسیبهای روانی به کارکنان را کاهش میدهد، بلکه برند کارفرمایی را بهعنوان تعهدی به ارزشهای انسانی تقویت میکند.
حفظ برند کارفرمایی در زمان تعدیل، سرمایهگذاری برای آینده است. سازمانهایی که با احتیاط عمل میکنند، نه تنها از کاهش نرخ ترک کار و هزینههای استخدام مجدد سود میبرند، بلکه در بازار رقابتی ایران، جایی که بیکاری زنان جوان به ۳۴.۹ درصد رسیده، بهعنوان کارفرمایی مطلوب شناخته میشوند. رفتار حرفهای در تعدیل نیرو، پلی است بین بقای اقتصادی و مسئولیت اخلاقی.
یادمان باشد شبکههای اجتماعی مانند تلگرام و اینستاگرام که در ایران بیش از ۵۰ میلیون کاربر فعال دارند، میتوانند موجی مثبت یا منفی له یا علیه برند کارفرمایی ایجاد کنند. انتشار اخبار تعدیل غیرمنصفانه، مانند اخراجهای ناگهانی، بهسرعت در این پلتفرمها پخش میشود و به شهرت سازمان آسیب میزند. در مقابل، رویکرد حرفهای شامل ارتباطات شفاف، معیارهای عادلانه و حمایتهایی مانند مشاوره شغلی، میتواند در شبکههای اجتماعی بهعنوان نمونهای از مسئولیتپذیری مطرح شود و اعتماد عمومی را جلب کند. احتیاط در تعدیل نیرو، با تقویت برند کارفرمایی، سازمان را در برابر بحرانهای اقتصادی و اجتماعی مقاومتر میکند.
قوانین تعدیل نیرو در ایران: راهنمای کاربردی برای کارفرمایان
فرآیند حساس تعدیل نیرو، بدون رعایت قوانین کار ایران، میتواند به دعاوی حقوقی پرهزینه و آسیب به برند کارفرمایی منجر شود. قانون کار ایران، مصوب ۱۳۶۹، چارچوب مشخصی برای تعدیل نیرو ارائه میدهد که کارفرمایان باید بهدقت رعایت کنند. بر اساس ماده ۲۷ قانون کار، اخراج یا تعدیل کارگر دائم تنها با تأیید شورای اسلامی کار یا هیئتهای تشخیص و حل اختلاف وزارت کار امکانپذیر است. کارفرما موظف است دلایل موجه اقتصادی یا سازمانی را ارائه دهد، مانند کاهش تولید ناشی از کمبود ۳۵۰ میلیون متر مکعبی گاز طبیعی که ۱۷ نیروگاه را تعطیل کرده است، قطعی مکرر برق، کمبود آب و امثالهم. همچنین، اطلاعرسانی کتبی حداقل یک ماه پیش از تعدیل و پرداخت حقوق معوقه و سنوات اجباری است. برای قراردادهای موقت، که ۹۰ درصد نیروی کار ایران را شامل میشوند، کارفرما باید تا پایان مدت قرارداد صبر کند یا با توافق کارگر، قرارداد را فسخ کند.
کارفرمایان باید از تصمیمگیریهای شتابزده پرهیز کنند، زیرا اخراج بدون رعایت فرآیند قانونی میتواند به جریمههای سنگین منجر شود. برای مثال، هیئتهای حل اختلاف میتوانند کارفرما را به پرداخت غرامت تا دو برابر حقوق ماهانه محکوم کنند. علاوه بر این، شبکههای اجتماعی (اشاره کردیم، با بیش از ۵۰ میلیون کاربر فعال در ایران)، مانند اینستاگرام (که بر موج احساس سوار است تا منطق)، میتوانند اخراجهای غیرمنصفانه را به سرعت عمومی کنند و به شهرت سازمان آسیب بزنند.
از منظر روانشناختی، کارفرمایان بهتر است با شفافیت و ارائه حمایتهایی مانند مشاوره شغلی یا آموزش مجدد، استرس روانی کارکنان را کاهش دهند، بهویژه در شرایطی که نرخ بیکاری واقعی بسیار بالاست. تنظیم برنامه تعدیل مبتنی بر معیارهای عینی، مانند عملکرد یا نیازهای استراتژیک و مستندسازی دقیق فرآیند، از دیگر نکات کلیدی است. کارفرمایان همچنین میتوانند از طرحهای حمایتی دولتی، مانند تسهیلات بازآموزی نیروی کار، بهرهمند شوند تا اثرات منفی تعدیل را کاهش دهند. رعایت این اصول نه تنها از مشکلات حقوقی جلوگیری میکند، بلکه برند کارفرمایی را بهعنوان تعهدی به مسئولیت اجتماعی تقویت میکند و اعتماد کارکنان و جامعه را حفظ مینماید. در نهایت، تعدیل نیروی اصولی، پلی است برای عبور از بحرانهای اقتصادی با کمترین آسیب به سازمان و نیروی انسانی.
اگر در تعدیل نیرو، افراد احساس کنند با آنها، سیاستورزی شده، این احساس را به همکارانی که مشغول به کار ماندهاند منتقل خواهند کرد. این تأثیر منفی، در کنار حس منفی ناشی از ناامنی، نگرانی و… ناشی از تعدیل نیرو که در مابقی همکاران ایجاد شده، هم افزایی کرده، پس از مدتی متوجه خواهید شد کارها دیرتر از موعد مقرر، با کیفیت پایینتر و نواقص بیشتر انجام شده، افراد مسئولیتگریز شده و توجهی به دستورالعملها ندارند.
راهنمای گامبهگام تعدیل نیروی حرفهای برای کسبوکارها در ایران
اجرای حرفهای تعدیل نیرو، نه تنها از آسیبهای حقوقی و روانی جلوگیری میکند، بلکه برند کارفرمایی را حفظ میکند. گام نخست، تحلیل دقیق نیازهای سازمان است. مدیران باید دادههای مالی و عملیاتی را بررسی کنند تا مشخص شود کدام بخشها یا نقشها برای بقای کسبوکار ضروری نیستند. این تحلیل باید با معیارهای عینی مانند عملکرد، مهارتها و همراستایی با اهداف استراتژیک انجام شود، نه تصمیمگیریهای احساسی. در مرحله بعد، تطبیق با قوانین کار ایران حیاتی است. طبق ماده ۲۷ قانون کار، تعدیل کارگران دائم نیازمند تأیید شورای اسلامی کار یا هیئتهای تشخیص است و اطلاعرسانی کتبی یک ماه پیش از اجرا الزامی است. برای قراردادهای موقت، که ۹۰ درصد نیروی کار را شامل میشوند، توافق دوطرفه یا انتظار تا پایان قرارداد لازم است.
ارتباط شفاف با کارکنان گام بعدی است. جلسات حضوری یا مکتوب برای توضیح دلایل تعدیل، مانند کاهش تولید به دلیل کمبود گاز، قطعی برق، کاهش سفارش و…، اعتماد را حفظ میکند. تأکید میکنیم که شبکههای اجتماعی، میتوانند اخبار تعدیل غیرشفاف را به سرعت پخش کنند و به شهرت سازمان آسیب بزنند (بخصوص در شهرهای کوچکتر)، بنابراین، صداقت و ارائه برنامههای حمایتی مانند مشاوره شغلی یا آموزش مجدد ضروری است.
این حمایتها، با تکیه بر اصول روانشناسی مدرن، استرس کارکنان را کاهش میدهند، بهویژه در بازاری که بیکاری واقعی به ۴۵ درصد رسیده است. مستندسازی دقیق فرآیند، از تحلیل تا اطلاعرسانی، از دعاوی حقوقی پیشگیری میکند. در نهایت، ارزیابی پس از تعدیل برای سنجش تأثیر آن بر عملکرد سازمان و روحیه کارکنان باقیمانده لازم است. بازخورد از کارکنان و تحلیل دادههای بهرهوری میتواند به بهبود فرآیندهای آینده کمک کند. کارفرمایان همچنین میتوانند از طرحهای دولتی مانند تسهیلات بازآموزی بهره ببرند تا نیروی کار را برای فرصتهای جدید آماده کنند. تعدیل حرفهای، با تمرکز بر شفافیت، انصاف و حمایت، نه تنها پایداری کسبوکار را تضمین میکند، بلکه تصویری مسئولانه از برند کارفرمایی در جامعه ایجاد میکند و اعتماد کارکنان و کارجویان را جلب مینماید. این رویکرد، در بحبوحه بحرانهای اقتصادی، راهی برای حفظ تعادل بین بقا و اخلاق است.
- گام اول.تحلیل دقیق نیازهای سازمان
- گام دوم.تطبیق با قوانین کار ایران (و مشورت گرفتن حقوقی)
- گام سوم.ارتباط شفاف با کارکنان (شجاعت پذیرش مسئولیت)
- گام چهارم.ارائه برنامههای حمایتی (معرفینامه رضایت شغلی، دستمزد حمایتی و...)
- گام پنجم.مستندسازی فرآیند تعدیل
- گام ششم.ارزیابی پس از تعدیل (کنترل هوشمندانه بر فرآیند انجام کارها)
تجربه موفق از تعدیل نیرو و جمعبندی
سال ۱۳۹۶ که مسئولیت یک کارخانه تولید تجهیزات فشار متوسط شبکه توزیع برق را برعهده داشتم، بنا به دلایلی از جمله قطع ناگهانی ارتباط با تأمینکننده خارجی به دلیل محدودیتهای بانکی، پس از چند ماه مجبور به تعدیل نیرو شدیم. در این تصمیم، با حذف شتابزدگی و رفتار هیجانی، تصمیم گرفتیم فرآیند مشارکتی را اجرا کنیم. از مدیر مالی خواستم گزارشی تهیه کرده، اعداد و ارقام را شفاف کند، از مدیر تولید خواستم لیست کاملی از پرسنل، سابقه کار، سطح مهارت، میانگین ارزیابی عملکرد شش ماه گذشته، وضعیت تأهل و تعداد فرزندان را با دقت تهیه و ارسال کند، از وکیل شرکت خواستم عواقب پس از تعدیل نیرو را برایم شفاف کند، سپس در یک جلسه با مدیران و نماینده کارکنان، از مدیرمالی خواستم گزارش ریالی خود را ارائه کند، از مدیر تولید خواستم حجم سفارشها و وضعیت خط را تشریح کرده و لیست کارکنان را رو صفحه نمایش، برای بقیه توضیح بدهد.
سپس پیشبینی خود از وضعیت اقتصادی شرکت با توجه به اختلال جدی در زنجیره تأمین را شرح دادم و به این نکته اشاره شد که وضعیت دائمی نیست و باید برای راهاندازی خط تولید آن ماده اولیه خارجی، برنامهریزی کنیم پس تعدیل، یک شُک موقت خواهد بود که باید آن را بپذیریم تا بقاء بقیه سیستم را تضمین کنیم.
سپس از نماینده کارکنان و مدیر تولید خواستم اگر نظر تکمیلی روی لیست دارند اضافه کنند؛ در این فرآیند، پس از اینکه همه چیز شفاف شد و وضعیت را با جزییات تشریح کردیم، از میان لیست، تعدادی از همکاران برای تعدیل انتخاب شدند. ما به این افراد معرفینامه کتبی (با مشورت وکیل) ارائه نمودیم که در آن قید شده بود دلیل بیکاری ایشان، مشکلات ساختاری ما بوده است، نه مهارت یا ضعف عملکرد همکار. این معرفینامه، به این منظور تهیه شد تا همکارمان بتواند در مصاحبه شغلی، آن را ارائه نماید.
از سوی دیگر، مقرر شد حقوق پایه یک ماه را به همکاران تعدیل شده بپردازیم تا در زمان جست و جو برای کار جدید، دست خالی نباشند. این امر در کوتاه مدت برای ما فشار مالی ایجاد کرد اما در بلند مدت، وقتی برای خط تولید تخصصی جدید نیاز به همکار متخصص داشتیم، تأثیر شگرف خود را در شرایطی نشان داد که تمام رقبا، با بحران جدی نیروی کار مواجه بودند و تمام سال آگهی استخدام فعال داشته اما نمیتوانستند یک نفر متخصص را جذب کرده یا نگهدارند.
همکاران قبلی که سطح حرفهای بودن ما را دیده بودند، برای جذب، افراد متخصص را معرفی میکردند و مهارت او را نیز قید کرده تا بتوانیم با آگاهی بیشتری تصمیم بگیریم. ما هم میتوانستیم یک لیست اعلام و از همکاران بخواهیم از فردا تشریف نیاورند، یا قرارداد آنها را دستکاری میکردیم تا خود به خود منقضی شود اما تفاوت بین تیمی که “مدیریت بلد است” و “نگاه سیستمی دارد”، در این بزنگاهها عیان میگردد.