تیم یا گروه

شما به تیم نیاز دارید یا گروه؟


_

تیم یا گروه؟

کنفسیوس جمله ی معروفی دارد که می گوید:

“من اگر پادشاه عالم بودم، نخستین کاری که انجام می دادم، ایجاد معنی مشترک برای مفاهیم بود!”

درک و برداشت مختلف از مفاهیم، سبب سوء تفاهمات، مشکلات و معضلات مختلفی می شود که طبیعی است بخشی از این مشکلات و معضلات، به کسب و کار هم سرایت خواهند کرد. به عنوان مثال، تعریف شما از سیستم چیست؟ امروز از سایر همکاران خود همین سؤال را پرسیده و پاسخ ها را یادداشت کنید؛ در کمال تعجب، به اختلاف نظرات در خصوص یک ماهیت روشن و معین، نگاه کرده و ببینید در یک جلسه کاری، وقتی صحبت از سیستم می شود، چه برداشت های متفاوتی در ذهن مخاطبین و حضار شکل می گیرد که ممکن است با نظر سخنران، متفاوت باشد!

تیم و گروه نیز، از این اصل مستثنی نیستند. در بسیاری از کسب و کارهایی که با آن ها در ارتباط هستم، مشاهده می شود که از نبود روحیه کار تیمی و شکست گروه های کاری گلایه می شود و وقتی از آن ها در مرد نحوه تشکیل تیم، اهداف و نحوه انتخاب افراد سؤال می شود، تازه خودشان متوجه می شوند که این شکست، ریشه در اشتباهات خودشان دارد، نه اعضا.

گروه

زمانی که برای نیل به یک هدف خاص، روشن و شفاف، عده ای با تخصص های یکسان، مهارت های همسطح و توانایی نسبتاً مشابه کنار هم قرار گیرند، گروه تشکیل شده است. به عنوان مثال: گروه بسته بندی جمعی از پرسنل هستند که در محیط کار یکسان، با لباس یکسان، پشت میزهای یکسان نشسته و مقوای خروجی از دستگاه را از محل های مشخص، تا زده، لیبل مخصوص روی آن چسبانده و داخل سبد می گذارند! در اینجا، همه سرعت عمل، مهارت و توانایی نسبتاً یکسان داشته و نوع کارشان مشابه یکدیگر است.

هدف: تکمیل جعبه ها طبق دستورالعمل

تخصص/مهارت: دقت و سرعتمل بالا

خروجی مورد انتظار: جعبه های بسته بندی تمیز، مرتب و لیبل خورده بدون تغییر شکل یا دفرمگی

تیم

برخی اهداف، پیچیده، چند بُعدی و چند لایه هستند؛ برای رسیدن به این اهداف، یک گروه به تنهایی فرصت، مهارت، توانایی یا صرفه اقتصادی لازم را ندارد پس لازم است افراد (یا گروه ها) با تخصص، مهارت، توانایی، دانش و… مختلف و بعضاً متنوع، دور هم جمع شده تا با تکمیل مسیر به کمک هم، به تحقق هدف یا اهداف، کمک کنند. به عنوان مثال: در یک جراحی خاص، متخصص بیهوشی، متخصص قلب، متخصص مغز و اعصاب، متخصص بیماری های عفونی و تیم پرستاری (متشکل از تخصص های مختلف) دور هم جمع می شوند تا بتوانند جان یک بیمار را نجات دهند. بدیهی است که متخصص قلب، نمی تواند در جراحی پانکراس، به صورت همزمان، کارا و مؤثر ظاهر شود.

در مثال آشنای دیگر، تیم فوتبال را در نظر بگیرید که متشکل از متخصصان در دفاع، دروازه­بانی، حمله، فوروارد و… دور هم جمع شده اند تا به کمک بهره گیری از تخصص ها و توانمندی های متنوع یکدیگر، به پیروز برسند یا حداقل، از باخت جلوگیری کنند.

در اینجا هدف: برد یا جبوگیری از باخت است.

تخصص/مهارت: دروازه­بان، دفاع، حمله، فوروارد و…

خروجی مورد انتظار: افراد هم تیمی، تخصص و مهارت های هم را مانند قطعات پازل کنار هم چیده تا به هدف برسند.

جمع بندی

به عنوان مدیر، لازم است که:

  1. تفاوت تیم و گروه را درک کنید؛
  2. موقعیت یا پروژه مورد نظر را به خوبی تجزیه و تحلیل کرده و تشخیص بدهید که به تیم نیاز دارید یا گروه؟
  3. پس از تعیین ماهیت مورد نظر، تخصص، مهات، توانایی و… مورد نیاز را شناسایی کنید؛
  4. از میان افراد حاضر (همکاران و…)، نیازهای خود را تطبیق دهید و اگر نیاز بود، از خارج سازمان کمک بگیرید؛
  5. هدف قابل اندازه گیری، شفاف، صریح و روشن برای تیم یا گروه تعیین کنید؛
  6. کنترل پیش از اقدام، حین اقدام و پس از اقدام را عملیاتی نمایید؛
  7. در پایان، عملکرد را مورد تجزیه و تحلیل قرارداده، نتایج را برای استفاده بعد، ذخیره نمایید.
_

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.